تبليغاتX
جهنم سرگردان
زندگی تجربه تلخ فرواون دارد. دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیایان دارد

به شعر من نگو غمگین بگو دلتنگ.

اره به اندازه تمام روزهای عمرم دلتنگم.

دلتنگ از عمری که ناجوانمردانه از من ربوده شده.

دلتنگ از لحظه هایی که ازآن من نیست.

دلتنگ از تقدیری که بی من نوشته شده.

دلتنگ از نبود خدایی در این جهنم سرگردان.

نه شوقی برای امروز و نه امیدی برای فردا.

سالهاست که زندگی در این وادی مرده.

خورشید مقوایی ما حتی نمیتونه خودشو گرم کنه.

میخوام بخوابم و بعد بیدار شم و یه نفس عمیق بکشم و همه چیزو فراموش کنم. همه چیزو.

نمیدونم کسی حال منو میفهمه یا نه.من خسته ام .

بخدا قسم خسته ام.

انقدر خسته که حتی خواب مرگ هم کفایت نمیکنه.

من عاجزانه هر روز را عمری زندگی کردم وفکر کن که چندین هزار سال زیسته ام.

فکرکن که هر اتفاق چندین هزار ثانیه مرا از زندگی کردن سیراب کرد.

فکرکن به لحظه هایی که من شبانگاه باقیمانده روز و زندگیمو بالا میارم.

فکرکن چه دردی است عاجزانه زیستن.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

 

 لطفا نگویید زندگی مشترک، بگویید رختخواب مشترک

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

 

 

مرگ, دستمزد یک عمر زندگی کردن است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

 

قاضي تقدير با من ستمي کرده است

           به داوري ميان ما را که خواهد گرفت ؟

                                    من همه خدايان را لعنت کرده ام

                                                                    همچنان که مرا خدايان

                                                                       و در زنداني که از آن اميد گريز نيست

                                                                                                       بد انديشانه بي گناه بوده ام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

    

 

توآغوش کدوم تن بشکنم بغضمو هر شب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

غم یاری کرده پریشانم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

 

 

گناه پنهانی.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

با من از سایه نگو

خورشید فردا مال ماست

شب نگوشکوه نگو

قلب ستاره روشنه

غم نگو غصه نگو

وقتی دلت پیشه منه

دست به دست من بده

پا به پای من بیا

بخون امروز مال عشق

بگو فردا مال ماست

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

چه عذاب بزرگی است

وقتی که من تمام تنهایی رابه دوش می کشم


وسخت ترین لحظه های انتظار را

با شکیبایی خودقسمت می کنم

آرزوی محالی است برای من

درک دستهای تو

از انتهای تنهایی .......ستاره های چیده شده

وسفره ی خالی احساس

که مهربانی سایه ها

رنگینش کرده است

تو حتی.........

از فکر این عذاب هم ..............

ومن هروز..........

 تحلیل می روم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

آقایون قانون گذار:

لطفا جای پاک کردن صورت مساله، کمی ادم باشید و فکر کنید( با التماس فراوان)

کشور ما جزء معدود کشورهایی است که مساله تن فروشی در راهروهای دادگاه اش مطرح هست.

قانونا تن فروشی جرمه!. ولی اینکه چرا دختر16 ساله یا زن 50 ساله به شغل شریف

تن فروشی رو میاره جای سوال و بحث یا بهتر بگم جای فهمیدن داره برای ما ایرانیان.

هیچ وقت انتخاب اول کسی فاحشگی نیست.

حتی ادمای هرز هم نمیتونم در روز با حداقل5 و حداکتر۱۰،1۲نفر ارتباط داشته باشن/

ولی تو کشورما زنان و دختران زیادی هستن که در قبال دریافت مبلغی ( حداقل 7 هزار تومان) حاظرن

چند ساعت با هات باشن و نیاز فیزیکتو برطرف کنه و این جرم خیلی سنگینه

حتی سنگینتر از فروش مواد و جزای این عملت با قتل یکی .

کمتر کسی پیدا میشه که عاطفه رجبی و ژیلا ایزدی و لیلا مافی و... نشناسه!!!!!!

وقتی هیچ نهاد و موسسه ای تو ایران وجود نداره که از حقوق زنان و کودکان

حمایت کنه چرا باید چنین قانونی تصویب بشه؟؟؟؟؟؟؟؟

چطوربرای مردان هرزه ای که کیس مقابل خانومای تن فروش هستن حداکثر

مجازت شلاقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رو چه اساسی بهای این جرم رو مشخص کردن و یا چرا اصلا عنوان جرمو

روی این عمل گذاشتن؟؟؟؟؟؟؟

اگر قرار به کنترل اخلاقیات جامعه هست بهتر قانونی برای خریدارن تن وضع بشه

 که نمیشه فروشنده ای که جایی برای خواب، پولی برای خرید پوشاک

و غذا و ... نداره رو گرفت؟؟؟؟؟؟

درسته که ما مثلا در خرابه اسلامی زندگی میکنیم ولی شاید بهتر باشه این

 وحشیگریهای اسلامی رو فقط برای ایرانیان مسلمان در نظر گرفت نه برای همه

مادرمُردهای ایرانی.

باز هم میرسیم به اسلام . دینی که در اون خالقش و تیر وطایفه اش به اندازه یه بز هم نمیفهمه.

تن فروشی جرم نیست بدبختی است، بیچارگی است.

تن فروشی هرزگی نیست حراج ذره ذره روح ِ .

تن فروشی کثافت نیست بی پناهی است.

تن فروشی جرم نیست !!!!!!!

تن فروشی جرم نیست!!!!!!!!

به امید ایرانی آزاد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

امروز شنیدم که رفته ای

                               دلم باز شکست

                                                     تنم باز گریست

                                                                      و نگاهم پی یاری گم شد

                                                                                                   من چه تلخم امروز!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت!!!!!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

روزگار سختی است...

آدم ها خشکند... حقایق تلخند... رویاها شوکران!

جوی های روان تنگند و درختان قطور ضعیف!

خورشید گرم است و سوزان ... ماه بی خیال و فروزان!

می دانم.من می دانم . تو هم میدانی... همه میدانند... روزگار عجیبی است!

انسانها در میان خرابه هایی که زیبایشان می نامند می زیند و به ان عشق می ورزند

و اینچنین بر حقارت خود دامن می زنند .

و من به دور از هیاهوی آدمک های دل خوش همچنان در خود فرو می روم.

هرچه بیشتر در میانشان می زیم دورتر می شوم و غریبه تر.

آری معصومیت کودکیهایم گم شده است...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

کشور ما یک کشور اسلامی است و تمام قوانین آن طبق اصول اسلام نوشته شده. تمام قوانین.

رابطه فیزیکی ، دزدی، دیه، طلاق و... واما کی زحمت نوشتنِ قانون رو کشیده؟؟؟؟

یه آخوند که از 13 سالگی رفته طویله علمیه و کلی مزخرفات عربی خونده و جفنگیات الهی.!!

خدا چه حرفی زده. پیغمبر چه تری زده. فلان امام چه زری زده.

بعد این آقا نشسته این تر و زر رو تفسیر کرده و شده قوانین جامعه ما.!!!

هیچ کشوری اجازه کتک زدن کودک رو به والدین نداده جز ایران( از برکات دین عقب مونده اسلام). هیچ کشوری نگاه شی گونه به بچه ها نداره جز ایران. در کشور ما بچه ها رو مثل گوسفند تصور کردن و پدران رو هم چوپان.

 

و اما حرف اصلی :

 

  پدیده کودک آزاری در ایران...........

 

   آمارها نشان می دهد که"پدران"در صدر افراد آزار رسان به کودک قرار دارند.

این درحالی است که پدر در قوانین ایران به عنوان ولی و سرپرست است و به گفته حقوقدانان نگاه مالکیت پدر بر فرزند در قوانین ما حکمفرماست.

این نگاه شی گونه سبب شده است که حتی پس از نهادن عنوان جرم عمومی بر کودک آزاری در سال 81 توسط مجلس شورای اسلامی، همچنان پدر از این قانون مستثنی شود.

 

همچنین درقانون جزای اسلامی ایران آمده است که تنبیه کودک توسط پدر به حد تربیت مجاز است و این درحالی است که قانون فوق مغایر با قوانین حمایتی و کنوانسیون حقوق کودک است که ایران در سال 72 به آن پیوست.

براساس مفاد قانونی برای حد تنبیه هیچ مرز و محدودیتی اشاره نشده و تعیین آن نیز برعهده قضات نهاده شده است.

همچنین در قانون آمده است چنانچه پدر یا جد پدری فرزند خود را به قتل برساند قصاص نمی شود بلکه به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می شود.

 

برای تشکیل پرونده و رسیدگی به موارد کودک آزاری توسط پدر نیاز به شاکی خصوصی است که در این میان به ندرت خانواده کودک آزار دیده از پدر خانواده که حکم سرپرست و نان آور خانواده را برعهده دارد،شکایت می کنند که این خود دلیلی دیگر بر آن شده است که همچنان پدران در صدر کودک آزاران قرار گیرند.

 

کودک آزاری به عنوان یک پدیده تابو هر روز بیش از پیش در جامعه رواج پیدا می کند و این نشان می دهد که قوانین مربوط به این مساله نتوانسته است اهرمی برای جلوگیری از این پدیده باشند.

 

ازسوی دیگر قوانین کشور ما تنها در مورد آزارهای جسمی و تعرض جنسی برای فرد مجرم مجازات تعیین کرده است درحالی که کودک آزاری طیف وسیعی ازصدمات روحی و آزارهای جنسی مانند بی‌توجهی، بدرفتاری ، ناسزا گفتن به کودک، تحقیرهای روانی و یا حتی نشان دادن صحنه‌های مستهجن را شامل می‌شود که مجازاتی برای هیچ یک از این موارد در قانون در نظر گرفته نشده است.

 

تعریف سازمان بهداشت جهانی از کودک آزاری عبارتند از هرگونه آسیب و یا تهدید سلامت جسم،روان،سعادت،رفاه و بهزیستی کودک یا هرگونه کوتاهی و غفلت و انجام هر نوع عملی که موجب آزار جسمی، ذهنی ، عاطفی و روانی کودک شده و به رشد و سلامتش ضربه زند است.

 

استثمار کودکان در هر زمینه و یا بی توجهی به نیازهای جسمی کودک و کودک آزاری روانی همانند فحش ، توهین و تبعیض نیز کودک آزاری است در حالی که بسیاری از والدین این موارد را کودک آزاری به شمار نمی آورند.

نوعی دیگر از کودک آزاری سوء‌ استفاده‌ي جنسی از کودک و یا استفاده از کودکان در قاچاق مواد مخدر است.

یکی از مفاد پیمان نامه حقوق کودک بر تحصیل کودکان تاکید دارد و به همین دلیل ممانعت از تحصیل کودکان نیز نوعی کودک آزاری به شمار می رود. هم در قانون اساسی و هم در مفاد آیین نامه حقوق کودک آموزش کودکان تا سنینی اجباری است و این در حالی است که آمار بالایی از کودکان کشور ما به دلیل مشکلات اقتصادی تحصیل نمی کنند.

 

با توجه به این که در زمینه کودک آزاری اقدامات موثری انجام نشده و از طرفی مشکلات جامعه روز به روز پیچیده تر می شود آینده روشنی در این زمینه پیش بینی نمی شود.

 

یکی از مشکلات در مساله کودک آزاری این است که کودک نمی تواند به مراجع قضایی و یا نیروی انتظامی مراجعه و شکایت کند حتی اگر هم امکان مطرح موضوع از سوی کودک ممکن شود حرف وی مورد استناد دادگاه قرار نمی گیرد و این در حالی است که کودکان به درستی می توانند مسایل خود را مطرح کنند.

 

همچنین در قوانین ما ، قانونگذاران برای آزارهای جنسی که شدیدترین مصداق آن زنای به عنف و لواط است مجازات اعدام در نظر گرفته اند اما برای سطوح پایین تر آزارهای جنسی هیچ مجازات پیش بینی نشده است در حالی که آزار جنسی تنها تجاوز جنسی و یا زنای به عنف نیست.

 

در بسیاری از موارد در پرونده های کودک آزاری قاضی تجاوز جنسی محارم همانند ناپدری را مورد توجه قرار نمی دهد و استدلال وی نیز برای این عمل این است که اگر این مورد را توجه کند باید روزانه 40 تا 50 حکم اعدام صادر کند که این مقدور نیست.

 

چون اغلب پدر و مادر عامل کودک آزاری هستند معمولا از خود و یا همسرشان شکایت نمی کنند و باید تدبیری اندشیده شود که قوانین بیش از این از کودک حمایت کند.

 

پس از ارایه طرح 12 ماده ای به مجلس شورای اسلامی کودک آزاری در سال 81 جرم عمومی شناخته شد و یکی از مفاد این طرح این است که هر فردی در جربان کودک آزاری قرار بگیرد ولی آن را گزارش ندهد می تواند مورد تعقیب قضایی قرار بگیرد.

 

برای برخورد با مساله نیاز به یک سیستم گزارش دهی وجود می باشد که در بسیاری از موارد پرستاران و پزشکان خود را ملزم به گزارش مواردی که مشکوک به کودک آزاری است نمی دانند.

ماده 19 پیمان نامه حقوق کودک دولتها را موظف می کند که از کودکان حمایت کنند و هر گون بدرفتاری والدین و یا سرپرستان را مانع شوند ولی در ایران این اتفاق نمی افتد.

 

هر کسی که کودک را مورد آزار قرار بدهد باید تحت تعقیب قرار بگیرد ولی بندی از قانون که توسط شورای نگهبان از طرح 12 ماده ای حذف شد پدر را از این قانون مستثنی کرد و این به این معنی است که برای رسیدگی به این موراد باید شاکی وجود داشته باشد که حتی در آن صورت نیز تنبیه به حد تربیت در قوانین ما مجاز شناخته شده است.


با الهام از مصاحبه ندا ریحانی از خبرگزاری سینا با "لیلی ارشد" کارشناس امور اجتماعی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

زندگی

تلخترین فاجعه عمر من بود..........

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

مطالب فوق برگرفته از وبلاگ رسوا گر می باشد که بنا به دلایلی بسته شده.

 در نظام جمهوری اسلامی شکنجه در سه مرحله و به سه منظور انجام می‌گیرد:

۱- برای دست یابی به اطلاعات و تشکیل پرونده (اعتراف نزد بازجو و محافل قضایی رژیم)؛
۲- برای اعتراف به گناه و جرم در برابر جمع ( زندانیان، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و دیگر رسانه‌‌های جمعی)؛
۳- توبه و بازگشت به دامان "اسلام" و نشان دادن و اثبات آن‌چه بر زبان آورده شده از طریق مشارکت در شکنجه، بازجویی، جاسوسی، زدن تیرخلاص و یا همکاری در حلق آویز کردن یاران و دوستان پیشین. برای نیل به چنین اهدافی، انواع شکنجه، آزار و اذیت و اقدام‌های خودسرانه‌ی دیگر توسط عوامل رژیم اعمال می‌شود که پاره‌ای از آن‌‌ها در این‌جا آورده می‌شوند. در این راه تلاش کرده‌ام تنها به ذکر مواردی بپردازم که خود به چشم دیده‌ام. در پاره‌ای موارد محدود نیز ، با رعایت دقت و وسواس زیاد، فقط موردهایی را ثبت کرده‌ام که از چندین منبع موثق شنیده‌ام. با این‌ همه می‌دانم که تنها بخشی از واقعیت شکنجه و آزار و اذیت و اقدام‌های وحشیانه‌‌ی روزمره در زندان‌های جمهوری اسلامی را عنوان کرده‌ام. نباید از نظر دور داشت که هر یک از موارد شکنجه‌ و آزار و اذیتی که در زیر آمده است، اثرات و عوارض زیان‌بار جسمی و روحی شدیدی روی قربانی داشته که گاه تا آخر عمر از بین نمی‌رود.

۱ شکنجه‌ در دوران بازجویی
شایع‌ترین انواع شکنجه‌هایی را که در دوران بازجویی در زندان‌های رژیم اعمال می‌شوند، می‌توان به دو دسته‌ی جسمی و روحی تقسیم کرد.

۱-۱ شکنجه‌های جسمی

۱-۱-۱ کابل زدن و شکنجه‌های توأم با آن
- زدن کابل در قطرهای گوناگون در مراحل مختلف شکنجه به کف پاها در حالی که کهنه‌ای کثیف یا جوراب در دهان زندانی فرو کرده‌اند؛
- زدن کابل به پشت کمر و باسن؛
- زدن کابل به سر(حد سر در گوهردشت)، آلت تناسلی؛
- کابل زدن روی پاهای شکنجه شده و بانداژ شده؛
- کشیدن جسم سخت، نوک تیز یا برس سیمی به پاهای شکنجه شده؛
- اجبار زندانی به بالا و پایین پریدن روی پاهای شکنجه شده؛
- لگد کردن پاهای شکنجه شده با پوتین؛
- قطع عضو، قطع انگشت و کشیدن ناخن؛
هیچ شکنجه‌ای دردناک‌تر از زدن کابل به کف پا نیست. در واقع این نوع شکنجه، کارسازترین، وحشیانه‌ترین و شایع‌ترین نوع شکنجه است.

۱-۱-۲- آویزان کردن
- بستن دست‌ها به شکل قپانی و رها کردن زندانی برای ساعت‌ها و روزهای متوالی؛
- ترکیب بستن دست به شیوه‌ی قپانی، خواباندن زندانی روی تخت، نشستن یک بازجو روی دست‌ها و فشار آوردن روی آن‌ها با ضربات کابلی که هم‌زمان از دو سوی به کف پای زندانی زده می‌شود؛
- آویزان کردن از سقف توام با دستبند قپانی؛
- صلیبی بستن زندانی. در این حالت یک سر طناب را به دری که باز و بسته می‌شود وصل می‌کنند و هر بار با باز و بسته کردن در شکنجه‌گاه، زندانی به صورت بسیار دردناکی کشیده می‌شود، به‌گونه‌ای که احساس می‌کند بندهایش از هم جدا می‌شوند؛
- آویزان کرد فرد از سقف به وسیله‌ی دست‌ها؛
- آویزان کردن زندانی از سقف به وسیله‌ی پاها و به صورت وارونه؛
- جوجه کباب، نوعی از بستن زندانی و توأم کردن آن با ضربات کابل (هادی خامنه‌ای در اتاق ما، خود به دیدن آن اعتراف کرد)؛
- ترکیب آویزان کردن با کابل زدن.

۱-۱-۳- سوزاندن
- داغ کردن؛
- سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار؛
- سوزاندن با فندک، سوزاندن با نفت و گازوییل و سوزاندن عورت با چوب گازوییلی (نامه‌ی محمود محمدی یزدی یکی از نمایندگان منتظری در زندان‌ها به خمینی در آبان ۶۶ که در کتاب خاطرات منتظری نقل شده است)؛
- روشن کردن شمع زیر بیضه‌ها که از آن به عنوان مراسم جشن تولد یاد می‌شود (در رابطه با متهمان دادگاه ویژه روحانیت در تهران به کار برده می‌شد. از یک منبع کاملاً موثق شنیده‌ام)؛
- سوزاندن با اتو و اجاق برقی.

۱-۱-۴- ضرب و شتم
- توپ فوتبال. چند نفر بازجو زندانی را در میان خود به شکل توپ فوتبال با ضربات مشت و لگد به یکدیگر پاس‌ می‌دهند؛
- زدن با چوب بیس بال و یا چماق، قنداق تفنگ، سنگ، وزنه‌ی سنگین و زنجیر به نقاط مختلف بدن؛
- شکستن دست و پای زندانی، دنده، از جا در آوردن کتف و...؛
- ضربه زدن با پوتین‌های نوک‌فلزی به ساق‌پا که منجر به شکستن ساق پا می‌شود؛
- وارد کردن ضربات محکم از دو طرف به گوش که ارتعاشات زیادی در مغز را باعث می‌شود؛
- پرتاب کردن از بلندی و پله‌ها (هنگام بردن فرد به شکنجه‌گاه ۲۰۹ که در زیرزمین آن واقع بود، غالباً با ضربات مشت و لگد زندانی را از پله‌ها به سمت پایین پرتاب می‌کردند)؛
- تمرین ضربات و فنون کاراته و جودو روی زندانیان؛
- نگاه داشتن سر در زیر آب؛
- گرفتن از گیس و مو و کشیدن زندانی به روی زمین؛
- زدن ضربات سیلی به صورت زندانی به وسیله‌ی دمپایی پلاستیکی
توضیح: هیچ ‌یک از موارد فوق از نظر بازجویان شکنجه‌ و تعزیر محسوب نشده و از آن به "ملی‌خوری" یاد می‌‌شود!

۱-۱-۵- انواع دیگر شکنجه
- استفاده از دستگاه آپولو (بطور گسترده مورد استفاده قرار نمی‌گرفت)؛ کلاه‌خودی که بر سر گذاشته می‌شود تا فریادهای زندانی در زیر شکنجه‌ در گوش‌ او پیچیده شود؛
- گذاشتن سر در کیسه‌ی مخصوص و دادن حالت خفگی به زندانی توأم با ضرب و شتم او؛
- شوک الکتریکی؛
- استفاده از باتوم برقی برای ضرب و شتم افراد؛
- استفاده از دستکش‌های برقی که ضرباتش باعث ایجاد شوک در زندانی می‌شود؛
- بستن وزنه‌ی سنگین به بیضه؛
- قرار دادن بیضه‌ها در یک گوی ویژه که به بیضه‌ها فشار آورده و تولید درد وحشتناکی‌ کرده و باعث بیهوش شدن زندانی می‌شود؛
- قطره چکان. بستن فرد و چکاندن قطره‌های آب روی سر او که در دراز مدت کارساز است(هادی خامنه‌ای در اتاق ما اعتراف به دیدن آن کرد)؛
- کشیدن ناخن و... (در تهران چندان معمول نبود)؛
- فرو کردن میخ در نقاط مختلف بدن زندانی(در شهرستان‌ها معمول بود.)

۱-۱-۶- تجاوز، تهدید و سوءاستفاده‌ی جنسی
- تجاوز به زنان زندانی توسط بازجویان، حکام شرع، پاسداران و...؛
- سوءاستفاده‌ی جنسی از زنان و دختران زندانی به هنگام بازجویی؛
- اجبار زندانی به لخت شدن به ویژه در مورد زنان؛
- زدن تهمت‌های جنسی به افراد، به ویژه زنان؛
- به کاربردن الفاظ رکیک و دادن نسبت‌های زشت به زنان هنگام بازجویی؛
- تهدید به تجاوز جنسی به ویژه در رابطه با زنان؛
- تجاوز جنسی مکرر به مردان، به ویژه در مناطق کردنشین به منظور تحقیر، شکستن و گاه برای به همکاری کشاندن‌ آن‌ها؛
- استعمال اشیاء سخت در مقعد مردان به منظور تحقیر آنان؛
- اجبار زندانی به اقرار نسبت به داشتن گناهان و انحرافات جنسی( زنان و مردان)؛
- تهدید فرد نسبت به انتشار اقاریر او در روزنامه‌ها و جراید عمومی کشور.

۱-۱-۷- شکنجه و آزار و اذیت در بهداری
امروزه پزشک موظف است تا آخرین لحظه از محکومان به مرگ پرستاری و مراقبت کند و بدین ترتیب در مقام مأمور آسایش و تسکین دهنده‌ی درد؛ در ردیف کارگزارانی جا گیرد که وظیفه‌شان پایان بخشیدن به زندگی است. هنگامی که لحظه‌ی اعدام نزدیک است؛‌ به محکومان داروهای آرام بخش تزریق می‌شود. اوتوپیای ملاحظه کاری قضایی چنین است:‌ در عین آن که زندگی را از محکوم می‌گیرد مانع از آن شود که آن را حس کند؛‌ او را از تمامی حقوق‌اش محروم کند بدون آن که درد و رنجی به او برساند؛‌ و کیفرهایی عاری از هرگونه درد بر او تحمیل کند.
کارکردهای این رژیم در تمامی زمینه‌ها قرون وسطایی است و با دست‌آوردهای بشر سر جنگ و ناسازگاری دارد. در زندان‌های رژیم، بهداری، پزشک و کادر پزشکی جزیی از سیستم شکنجه بوده و کارشان تحمیل درد به جسم و روح زندانی است.
- کندن بانداژ روی زخم با شدت هر چه تمام‌تر توسط بازجو و یا پرسنل بهداری که منجر به کنده شدن پوست و بافت آسیب دیده می‌شود؛
- عمل جراحی بدون بی‌هوشی و یا بی‌حسی موضعی؛
- در اختیار نگذاشتن داروهای مسکن؛
- قطع تزریق داروی مسکن در سرم زندانیِ تحت دیالیز و کسانی که از درد به خود می‌پیچیدند به دستور بازجو؛
- فرو کردن پنس و جسم تیز در زخم‌های ناشی از شکنجه توسط بازجو در بهداری؛
- حضور یافتن بازجویان با انواع و اقسام وسایل شکنجه در بالای تخت بیماران و بررسی وضعیت آنان جهت بردن به شکنجه‌گاه و انجام تهدید‌های مکرر؛
- اجبار بیماران به کشیدن پتو روی سرشان، تا بازجویان شعبه هفت و ۲۰۹ بتوانند زندانی بیمار مورد نظر را در همان اتاق روی تخت بهداری مورد بازجویی و شکنجه قرار دهند؛
- برای حضور حاکم شرع در بهداری و برگزاری دادگاه در کنار تخت زندانی نیز به همین شکل عمل می‌شد؛
- کشیدن دندان بدون استفاده از داروی بی‌حسی؛
- عدم رعایت موازین و اصول پزشکی در درمان زندانیان؛
- تلاش برای درمان مقطعی زندانی به منظور آماده کردن وی برای شکنجه‌ی بیش‌تر.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

امروز داشتم بهت فکر میکردم.نمیدونم تو وبلاگرد هستی یا نه؟

نمیدونم این پست منو میخونی یا نه؟ نمیدونم خوندی می فهمی حرفای منه یا نه؟؟

 نمیدونم!!!

امروز داشتم فکر میکردم اگه تصورات من اشتباه باشه چی؟

اگه تو باشی و فرضیه این دنیا و دنیای دیگه اتم واقعی باشه چی؟

اگه علی و حسن وحسین تخیل ذهن کسی نباشه و واقعیت باشه چی؟؟

ببین من منکر تو نیستم.خودتم میدونی. ولی اونطوری که دیگران

 تصور میکنن، تو رو باور ندارم.

مثلا میگن تو مهربونترینی. میگن مرگ و زندگی دست تو هستش.

میشه بگی وقتی این همه ادم تو فقر، جنگ، اسارت و ... دست و پا میزنن

 مهربونی شما کجاست؟ اصلاا مرض داری به ادمی که آینده نداره حیات میدی؟

اصلا بیخیالش. حال و حوصله صغری و کبری چیدن ندارم .

اگه تو خدایی و من بنده ات..اگه هستی ازت خواهش میکنم

 تا وقتی پیدات نکردم ، تا بهت نرسیدم ، دعوتنامه اون دنیا رو برام نفرستی.قربون مرامت.

اگرم نیستی که چه بهتر!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند

 آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند

دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند

فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند

صبحِ فردا به شبت نیست که نیست تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند

 آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنیـاست، بخند

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

امروز تولدمه. دقیقه هاست به سال پیش فکر میکنم. به تو  و اون کادوی قشنگت.

نه اینکه دلگیرم از بی کادویی امسال.نه...فقط از گرفتاری تو دلگیرم.

فقط از درد و غصه تو دلگیرم. منی که همه دنیای رو فدای یه تار موت میکنم.

فقط میتونم بشینم و روزا رو بشمارم و دعا کنم که زودتر روزگارمون ، روزگار بشه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

برای دوست عزیز امیر محسن:

 اسلام، دین، خدا برای شخص تو نیست که تو تاسف بخوری که چرا من

برام این همه جای سوال هست!

تو پیغمبر یا علی هم نیستی که خانوادتو واسش داده باشی.

پس تاسف نخور.کمی ظرفیت پذیر باش.

برای خدا بین من بنده و تو بنده فرقی نیست.

.......هیچ فرقی.......

منم برات متاسفم برای ظرفیت محدودت و فکر محدودت

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

شنیدی میگن انسان اشرف مخلوقاته؟؟!!

چرا انسان اشرف شاهکار الهیه؟! چرا سگ نیست ؟؟؟ سگ از همه حیوانا

باوفاتره حتی از از ما ادما!!! چرا گاو و گوسفند نیستن، غیر از اینه که

 این زبون بسته ها کلی به ما ادما خدمت میکن؟! چرا اسب نیست ؟

اون که نجیبترین و زیباترین حیونه... یا اصلا چرا خر نیست ؟؟

 اونم کلی خدمت میکرده و هنوزم میکنه.

چرا انسان با خصوصیات دروغ گویی، نامردی، دورویی، پستی و هر چی بگم

بازم کمه..شده اشرف مخلوقات؟؟؟!!!

البته منبع موثقی وجود نداره جز حاج آقا های موجود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

 

تقدیم به دوست گلم که گفته بود برم درس مذهب بخونم. عزیزکم اگه دین اسلام این سرزمین

اینه من مرتد میشم. اگه عدالت علی اینه من کفر شو میگم.اگه خدا اینه من کفر اونم میگم.

راحت بگم خاک بر سرما که خدایی رو مذهبی رو اسلامی رو نشخوار میکنیم که برامون

 ساختن و اونیایی که مطابقشون نبود مردن.

روزه گرفتن که سهله ، به ایرانی جماعت فحش خواهر و مادری رو قاطی اسلام بکن ،

 میذاره روی سرش حلوا حلوا میکنه.

به همون خدای مبهم قسم که اگه شریعتی و بهشتی میدونستن که مذهب میشه

 مایه کسب و درامد حضرت آقا خامنه ای و اخوندای دور بریش، در نطق خونه اشو می بست .

کدوم مذهب میگه که میتونی آدمی رو که مطابق دینت نیست سر به نیست کنی.

کدوم احمقی میگه که مسلمان زاده باید مسلمان باشه.

میگم کدوم احمق چون میدونم این حرف خدا نیست.

برو عزیز.تو برو روی مذهبت فکر کن.اگرم خواستی از برو بچ قبل انقلاب سوال کن که

 چه کثافتهایی رو به اسم مذهب انجام دادن و اگه این مذهب خداست چرا گذاشت

تا این سوء استفاد ه ها رو انجام بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

قبل از هرچیزی ماه مبارک رمضان رو به انسانهای متدین تبریک میگم.

ولی یه سوالی این روزا ذهن منو مشغول کرده. هر چقدر فکر میکنم نمیتونم درک کنم .

ما صبح تا شب تشنگی و گرسنگی میکشیم که چی بشه؟! هر کی یه چیزی میگه.

یکی میگه تا خدا رو یاد کنیم...چه حرفا ! روم به دیوار مگه خدا مشکل روحی داره که

بخواد با این کارا جلب توجه کن؟! چه ادمایی پیدا میشه!!!!

یکی میگه برای سلامتی خوبه... اقا چه حرفیه صبح ساعت چهار بلند بشی کلی غذای

 چرب و چیلی بخوری و تا عصر تشنگی و گرسنگی بکشی که سلامت باشی!

یکی دیگه میگه برای اینکه گرسنگان و فقرا، را به یاد داشته باشیم... اینم از اون حرفا بود. ..

برای به یاد داشتن فقرا چرا نمیری تو خیابون و زل نمیزنی بهشون؟چرا دست نمیکنی

تو جیبیت کمکشون نمیکنی؟؟؟ چرا داد نمیزنی و اعتراض نمیکنی این چه وضع عدالت اجتماعیه؟!!

یکی دیگه که میگه خدا گفته که روزه برای مومن واجب هست. اینم از اون حرفاست..

شما از کدم منبع موثق شنیدی که روزه برات واجبه..به خودت که وحی نشده.

زمان پیامبرم که جدتم زندگی نمیکرده..نکنه منبع موثقت این حاج آقاهاست؟؟؟!!!

 حالا  گرسنگی ما با گرسنگی این آدما یکی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

       

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

مهربانم از خودتم خسته ترم...

از خودتم دلگیرترم....

سرنوشت تو سفر بود و من پر از حس رفتن

تو راهی هستی و من خالی از شور زیستن

تقدیر چه آسون گذشت از قصه دلمون

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

همه را باور خوشی ایام من است، ولی مهربانم تو آگاهی به غم پنهانی دلم.

تو آگاهی به اتشی که میسوزاند همه و جودم را. تو اگاهی به تلخی روزگارم.

تو میدانی که عمرم بهار بی خزان است. میدانی که تنهایی من به وسعت خداست.

مهربانم تو آگاهی به تلخی روزگارم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

قبل از  نامه‌ی احمدی نژاد به بوش

قبل از نامه‌ی احمدی نژاد به بوش

بعد از نامه‌ی احمدی نژاد به بوش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجوی دوست داشتنی  |